لوکا مانزی پسری چهاردهساله است، آن هم زمانی که جمهوری سالو در شمال ایتالیا توسط فاشیستها اداره میشود. او به پارتیزانها میپیوندد اما با پایان جنگ ناامید میشود، چرا که اوضاع آنطور که امیدوار بود تغییر نکرده است و تصمیم میگیرد بگذارد تا بمیرد. او توسط ادیت نجات مییابد که تلاش میکند او را با مسائل جنسی آشنا کند. بر اساس رمانی از آلبرتو موراویا.