یک پسر و یک دختر یک روز صبح برهنه در تختخواب بیدار میشوند. مادر این بچهها چند هفته قبل فوت کرده است. او پیش از مرگ از فرزندانش خواسته بود پدر واقعیشان را که در نوزادی رهایشان کرده بود پیدا کنند. جستجوی آنها برای یافتن پدرشان، آنها را به بیمارستانها، خانههای سالمندان و بازداشتگاهها میکشاند. در طول این مسیر، خواهر و برادر با افرادی ملاقات میکنند که گویی در جهانهای کوانتومی موازی، نگاهی به آینده احتمالی زندگیشان به آنها ارائه میدهند.