علیرضا مدت زیادی است که در زندان به سر میبرد. از آنجا که او مدام به دردسر میافتد، رئیس زندان پیشنهاد میکند که علیرضا همسری پیدا کند و سر و سامان بگیرد. برای کمک به او، رئیس زندان ملاقاتی را میان علیرضا و مادرش که او نیز زندانی است ترتیب میدهد تا مادر بتواند از داخل زندان مقدمات این ازدواج را فراهم کند.