جین با ناامیدی تلاش میکند تا ایمان خود به خدا را بیدار کند. او در اتاقش، در حالی که همراه با معشوقش از بقیه جهان جدا شده است، غرق در جریان کنترلنشدهای از خاطرات، رویاها و فانتزیها میشود.