یاکولف، افسر بازنشسته ارتش، پس از تبعیدی طولانی به سن پترزبورگ بازمیگردد و از طریق پیروزی در دوئلهای دیگران، زندگی مرفهی برای خود دستوپا میکند. او که حرفهای، مرموز، متمرکز و بسیار ماهر است، در حالی که در میان جامعه اشرافی میچرخد، ردپایی از اجساد به جا میگذارد و اغلب به عنوان جانشین در دوئلهای سپیدهدم با تپانچه میجنگد. اما وقتی یاکولف با شاهزاده جوان و سادهلوح توخوف و خواهر زیبایش، پرنسس مارتا ملاقات میکند، این مزدور سنگدل با احساساتی مواجه میشود که تا به حال تجربه نکرده بود. آنچه در ادامه رخ میدهد، مجموعهای از حقایق را درباره گذشته و هویت واقعی او آشکار میسازد.