یک دبیرستان در بوداپست در آغاز دهه ۱۹۶۰. دینی از عذابهای دوران بلوغ رنج میبرد. پدرش پس از قیام ۱۹۵۶ مجبور به ترک مجارستان شد و از آن زمان مادر دینی مجبور بوده به تنهایی از دو پسرش مراقبت کند. بودور، یکی از دوستان پدر دینی، از زندان آزاد میشود و به خانه آنها نقل مکان میکند. دینی و برادرش اصلاً از این ورود ناگهانی به زندگی خانوادگیشان راضی نیستند.