گئورگ تراکل، شاعر اکسپرسیونیست اتریشی، عاشق خواهرش بود و خواهرش نیز متقابلاً به او عشق میورزید. رابطه آنها به یک رابطه جنسی تبدیل شد و سر و صدای زیادی در جامعه محلی به پا کرد. اما وقتی خواهرش از او خواست تا با هم به استرالیا فرار کنند، جایی که هیچکس آنها را نمیشناخت و میتوانستند به عنوان زن و شوهر زندگی کنند، او امتناع کرد؛ چرا که نمیتوانست بدون زیبایی زبان آلمانی زندگی کند. گئورگ که میان عشقش به کلمات و عشقش به گرته سرگردان بود، به مواد مخدر روی آورد و در مسیر فروپاشی قرار گرفت.