وقتی مارتین لوکسفورد از زندان آزاد میشود، تصمیم میگیرد یک گروه موسیقی سوینگ تشکیل دهد؛ چرا که همسلولیاش جک به او نواختن ساکسیفون را آموزش داده است. مارتین با بازگشت به زادگاهش لیورپول، گروهی از افراد طردشده و تنها را دور هم جمع میکند و دوستدختر سابقش جوآن را به عنوان خواننده به کار میگیرد. اوضاع زمانی پیچیده میشود که مشخص میشود جوآن اکنون با پلیسی که مارتین را دستگیر کرده بود ازدواج کرده است؛ و وقتی اولین اجرای گروه در یک کافه موسیقی هوی متال به افتضاح کشیده میشود، به نظر میرسد مسیر موفقیت موسیقی بسیار ناهموار خواهد بود.