یک سارق بانک در غرب وحشی فرار میکند و غنائم خود را در درختی پنهان میکند. دارکوب زبله با کیسه حاوی پولها از درخت بیرون میپرد. دارکوب زبله فرار میکند و سارق نیز او را تعقیب میکند. این تعقیب و گریز به شهر بازمیگردد، جایی که سارق تلاشهای زیادی برای پس گرفتن کیسه انجام میدهد اما همیشه دارکوب زبله از او باهوشتر عمل میکند. گروه کلانتر به صحنه میرسند و دارکوب زبله هم سارق و هم پولها را تحویل کلانتر میدهد.