یوریس در دهمین سالگرد درگذشت پدرش در تلاش است تا با روابط خانوادگی ازهمپاشیده خود کنار بیاید که با یاد، پسری با روحیه آزاد، آشنا میشود. یاد نیز که با مشکلات خانوادگی دستوپنجه نرم میکند، پس از مدتی زندگی مستقل، به خانه خود در هلند بازگشته است. یوریس و یاد بلافاصله با هم ارتباط برقرار میکنند و تصمیم میگیرند چیزی فراتر از «فقط دو دوست» باشند، اما میترسند که خانوادههایشان رابطهشان را به خطر بیندازند.