یک استاد جوان و سرخورده معناشناسی در دانشگاهی در کالیفرنیا، از مرگ یکی از اقوام دور خود در میزوری باخبر میشود. او برای شرکت در مراسم تشییع جنازه به آنجا سفر میکند، سپس تصمیم میگیرد تابستان را در آنجا بماند و به عنوان کارگر در یک شرکت خطوط انتقال برق کار کند. با گذشت زمان، او با دختری آشنا و عاشق او میشود، اما سپس با تصمیم مهمی در مورد مسیر آینده زندگیاش روبرو میگردد.