مارکینیوس در اوایل دهه بیست زندگی خود است و در کوپاکابانا با والدین خردهبورژوا و برادر بزرگترش زندگی میکند. او شغلی ندارد، به مدرسه نمیرود، فقط در لحظه زندگی میکند، تلویزیون تماشا میکند، روزها در ساحل فوتبال بازی میکند و شبها با دوستانش بیرون میرود. او با ایرنه، زنی ۴۰ ساله آشنا میشود و آنها رابطه عاشقانهای را آغاز میکنند که برای مدتی زندگی او را تغییر میدهد.