ولاستا بوریان در یکی از شهرهای روسیه تزاری ظاهر میشود و خود را به عنوان بازرس کل جا میزند. او توسط سیاستمداران محلی و دهقانانی که برای جلب رضایت او و حل مشکلاتشان تلاش میکنند، به گرمی و با تجملات فراوان پذیرایی میشود. بوریان درگیر مجموعهای از موقعیتهای کمدی میشود و هر آنچه را که به دستش میرسد غارت میکند، در حالی که دهقانان که باید برای بهبود شرایط خود التماس کنند، دستخالی بیرون میمانند. او درست قبل از ظاهر شدن بازرس کل واقعی فرار میکند، اما با آمدن بازرس واقعی، اوضاع نیازمندان هیچ تفاوتی با دوران بوریان نخواهد داشت.