لوئیزا زنی رمانتیک، رؤیاپرداز و حساس است که با ژرژ، مهندسی بااخلاق و دارای وضعیت مالی خوب ازدواج کرده است. آنها شناخت زیادی از یکدیگر نداشتند اما ازدواج کردند و لوئیزا همسر خوبی بود؛ «او پاک و شادمان مانند یک پرنده بود». همه چیز زمانی تغییر میکند که او با عشق دوران کودکیاش، پسرعمویش باسیلیو، ملاقات میکند. آنچه به نظر یک ماجراجویی بزرگ میآمد به یک کابوس تبدیل میشود و لوئیزا بهای خیانت خود را خواهد فهمید.