یک سنگتراش فقیر به نام تیکی پامبروم که آرزوهای مادی در سر دارد، با دختر جوان مرموزی ملاقات میکند که به او کمک میکند بفهمد عشق و خانواده از هر چیزی که او میتواند داشته باشد ارزشمندتر است. این افسانه تاثیرگذار در تاهیتی جریان دارد. وقتی دختر جادویی که سرتاپا سفیدپوش است، چند آوای جادویی به او هدیه میدهد، سنگتراش باید انتخاب کند که چگونه از این هدیه قدرتمند استفاده کند و این امر او را مجبور میکند تا تصمیم بگیرد چه چیزی واقعاً ارزشمند است.