می نگران مادر و پدرش است که زندگی مشترکشان در آستانه فروپاشی است و آرزو دارد به جنگلی که پدربزرگش در آن زندگی میکند بازگردد. یک روز، می با پسری دوست میشود که به اندازه خودش تنهاست. وقتی واقعیت زندگی به سراغشان میآید، آنها به دنیای زیبایی فرار میکنند که فقط به خودشان تعلق دارد.