جمعهشب است و پنج دوست در آستانه بزرگسالی در خانهای جمع میشوند تا پایان یک هفته تحصیلی دیگر را جشن بگیرند. آنها مینوشند، با هم لاس میزنند، میخندند و گپ میزنند. با دیرتر شدن شب، این نوجوانان به حالتی از صراحت ناشی از مصرف الکل میرسند. آنها رازها، کراشها و رگههایی از بیرحمی ناخواسته را برملا میکنند.