جان نوجوان دردسرسازی است که از مدرسه اخراج شده است. مادرش تصمیم میگیرد برای تنبیه و درس عبرت، او را نزد پدربزرگش مکس بفرستد؛ یک نظامی بازنشسته که در دهکدهای ساحلی زندگی میکند. اما دوران حضور آنها در کنار هم چندان ساده نخواهد بود؛ جان به بازی با خطر و معاشرت با دوستان ناباب علاقه دارد و این کهنهسرباز نیز اکنون به یک زندگی آرام و راحت خو گرفته است.