کرستن که تازه ازدواج کرده، در آستانه یک موفقیت شغلی بزرگ در شرکت پدرزنش قرار دارد. اما وقتی مرگ پدرش او را به خانه دوران کودکی فقیرانهاش در حومه شهر بازمیگرداند، برنامههای کاریاش به هم میریزد. از یک طرف او باید با برادر دوستداشتنی و کمتوان ذهنیاش که اکنون کاملاً تنها شده سر و کار داشته باشد، و از طرف دیگر با زن جذابی ملاقات میکند که به عنوان خدمتکار به مزرعه میآید، در حالی که شغل واقعی خود را پنهان کرده استور نگه داشته است.