در جریان یک خصومت خانوادگی شدید، جودی هاتفیلد و دوستپسرش ریکی مککوی تصمیم میگیرند برای جلوگیری از لو رفتن، شهر را ترک کنند، اما به زودی در حین فرار غافلگیر میشوند. ریکی که تشنه انتقام است، به سراغ هیولای کدو تنبل میرود و آن را زنده میکند تا از این خانواده انتقام بگیرد. با وجود هشدارهای روح اد هارلی، نقشه انتقام او آغاز میشود و خانواده هاتفیلد به زودی تحت محاصره این اهریمن قدرتمند قرار میگیرند. دو خانواده که افسانه این موجود را باور ندارند و رقبای دیرینه خود را عامل اصلی میدانند، تلاش میکنند وارد جنگ با یکدیگر شوند، اما با حمله کدو تنبل به خانه هاتفیلد متوقف میشوند. آنها اختلافات خود را کنار میگذارند و با هم متحد میشوند تا پیش از کامل شدن پیمان انتقام، این موجود را دفع کنند.