بیندو و گیریش یک زوج شاغل و طبقه متوسط معمولی در یک محیط شهری در هند هستند که یک دختربچه ۸ ماهه به نام پینکی دارند. یک روز که بیندو خیلی زودتر از همیشه از اداره به خانه بازمیگردد، با وحشت متوجه میشود که نه پینکی در خانه است و نه خدمتکارشان، ساناما، که قرار بود از او مراقبت کند. به این ترتیب، یک روز پر از جستجوی دیوانهوار آغاز میشود که او را به مکانها، افراد و واقعیتهای اجتماعی عجیبی میکشاند و او را مجبور میکند تا با گذشته، حال و آینده خود روبرو شود.