آلمان، درست پس از اتحاد مجدد. مردم از کنترل خارج شدهاند و نفرت کورکورانه نسبت به مهاجران به یک باور عمومی تبدیل شده است. در این میان، یک مددکار اجتماعی که ماموریت دارد یک خانواده لهستانی را به مقصدشان (یک کمپ مهاجران در شهر کوچک راساو) برساند، به همراه این خانواده ربوده میشود. بازرس ارشد کورن و دوستدخترش تحقیقات خود را در این زمینه در راساو آغاز میکنند و دنیایی از روابط جنسی افراطی، شهوتهای منحرفشده و عشق غیرمنطقی و شدید به ملت آلمان را کشف میکنند که ذهن همه را تسخیر کرده است. نژادپرستی از سرهای تراشیده و پوتینها شروع نمیشود، بلکه از دل خود جامعه آغاز میگردد.