سفر کریستوفر و مایا به پراگ برای بازگرداندن جسد پدر متوفی کریستوفر، به داستان یک جدایی تبدیل میشود. در حالی که سایه پدر مرده در پسزمینه سنگینی میکند، رازهایی به تدریج آشکار میشوند که زندگی مشترک آنها را در آستانه نابودی قرار میدهند.