دختری به نام کارولا که برای تعطیلات به کنیا رفته است، با دلباختن به یک جنگجوی ماسایی مسیر زندگیاش تغییر میکند. کارولا تصمیم میگیرد دوستپسار خود را ترک کند تا در کنار معشوق جدیدش بماند. او در آنجا باید با سبک زندگی ماساییها، از جمله خوردن شیر مخلوط با خون، سازگار شود. او همچنین باید با دیدگاههای همسرش درباره زنان و انتظارات او از یک زن مقابله کند. با این حال، قبیلهای که او برای زندگی انتخاب کرده، با گرمی از او استقبال میکنند.