وقتی لابرادور دوستداشتنی، مائومی، صاحب چند توله میشود، نمرات دونگ-ووک افت میکند. به همین دلیل مادرش تصمیم میگیرد از شر مائومی و تولهها خلاص شود. سگها موقتاً در ویدئوکلوپ یکی از اقوام میمانند. در این میان، دو دزد جواهر بیوجدان وارد مغازه شده و تولهها را میبینند. آنها کوچکترین توله را میدزدند تا از او برای جابهجایی الماس استفاده کنند و مائومی برای نجات فرزندش به تعقیب آنها میرود.