مادر و دختری در یک کلبه کوچک و منزوی گیر افتادهاند و از گرسنگی در حال مرگ هستند. آنها برای زنده ماندن نقشه میکشند تا مردانی را که به طور اتفاقی به کلبهشان نزدیک میشوند با رابطه جنسی وسوسه کنند و سپس آنها را به قتل برسانند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه یک پلیس محلی و سپس یک آشنای قدیمی از راه میرسند.