مو به جرم حمله به کرلی و لری با تبر در حال محاکمه است. مو تعریف میکند که چگونه کرلی و لری او را برای آرامش اعصابش به شکار بردند. در جنگل آنها با خرسی روبرو شدند که کرلی و لری آن را بیهوش کردند و با تصور اینکه مرده است، به پشت ماشین انداختند. خرس بیدار شد، مو را به بیرون پرتاب کرد و ماشین را به درخت کوبید. قاضی مو را بیگناه تشخیص میدهد و مو بلافاصله دوباره با تبر به دنبال لری و کرلی میافتد.