پس از کشته شدن مادرش توسط یک بمب در ماشین، یک دختر ۱۷ ساله سبک زندگی بیپروا و فاسدی را در پیش میگیرد. او رابطهای جنسی را با پسری که در یک پیست اسکی محلی کار میکند آغاز میکند. پسر عاشق میشود و دختر از شک خود مبنی بر اینکه پدر سختگیرش مسئول مرگ مادرش بوده میگوید و از او میخواهد که برای خروج از این وضعیت به او کمک کند. پسر باید تصمیم بگیرد که آیا دختر حقیقت را میگوید یا برای رسیدن به اهدافش از او سوءاستفاده میکند.