آگاتا هامرن هنگام رانندگی در کیلومتر ۳۱ یک جاده خلوت، با پسربچهای تصادف میکند. او برای کمک به قربانی از ماشین پیاده میشود اما ماشین دیگری با او تصادف میکند و او به کما عمیقی میرود. خواهر دوقلوی او، کاتالینا، درد آگاتا را از طریق تلهپاتی حس میکند و صدای نجواهای او را برای کمک میشنود. او به همراه دوستپسرش نونو و همکار آگاتا، عمر، به کیلومتر ۳۱ جاده بازمیگردند و متوجه میشوند که آن مکان تحت تأثیر حوادث ماوراءالطبیعهای است که توسط روح مادری که سالها پیش پسرش را از دست داده، ایجاد میشود. علاوه بر این، کاتالینا درمییابد که روح آگاتا میان دنیای زندگان و مردگان گرفتار شده است.