فیلم «آموک» ۴۸ ساعت از زندگی لورنز فوکس را روایت میکند؛ حسابدار میانسال و خاکستریرنگی که معتقد است زندگی غمانگیز و یکنواختش بیمعنی و پوچ است. برای او، دنیای بیرون همیشه خصمانه و تهاجمی بوده است. وقتی رئیسش نه تنها به طور غیرمنتظرهای او را ارتقا میدهد، بلکه فاش میکند که از ضعفهای عاطفی پنهانش باخبر است، فوکس از روال عادی زندگیاش خارج میشود و خطوط دفاعیاش فرو میریزد. خاطرات پنهانشده از تجربیات آسیبزا، خشمی طولانیمدت و سرکوبشده را بیدار میکند که منجر به طغیان خشونت و حمام خون میشود.