یوهی، یک نوازنده پانک راک، برای اینکه بتواند یک معبد کوهستانی را به ارث ببرد، راهب بودایی میشود. او که در ابتدا علیه نظم و انضباط سخت صومعه شورش میکرد، کمکم یاد میگیرد که خود را با شرایط وفق دهد. اما ناگهان سر و کله دوستدخترش پیدا میشود و او را وسوسه میکند تا به ریشههای راک اند رول خود بازگردد.