در قرن نوزدهم، ابیلین و تاد، خواهر و برادری که در مزرعهشان یتیم شدهاند، کشش جنسی به یکدیگر پیدا میکنند. تاد که سردرگم شده به شهر مجاور فرار میکند و در آنجا با یک دختر کافهچی به نام لیندا آشنا شده و رابطهای را با او آغاز میکند. در همین حال، یک گاوچران به ابیلین تجاوز میکند و تاد با وجود هشدارهای لیندا و دلسوزی فزاینده او برای ابیلین، به دنبال انتقام میرود.