پایپر گرنت برای شروعی تازه و پیدا کردن شغل موردعلاقهاش به نیویورک نقلمکان میکند. در حالی که او میان کارهای موقت و هیجانانگیز مختلف در سراسر شهر جابهجا میشود، با آستین ادواردز، نویسندهای بلندپرواز آشنا میشود. اگرچه خوشبینی پرانرژی پایپر با شخصیت خسته و بدبین آستین در تضاد است، اما جادوی فصل پاییز خیلی زود آنها را به هم نزدیکتر میکند. وقتی پایپر متوجه میشود که اشتیاق واقعی او تصویرگری است، آنها تصمیم میگیرند در یک پروژه کتاب کودک با هم همکاری کنند و در این مسیر، متوجه میشوند چیزی که واقعاً به دنبالش هستند ممکن است خودِ همدیگر باشد.