جیاب، مرد جوانی که در بانکوک کار میکند، خبری دریافت میکند مبنی بر اینکه عشق دوران کودکیاش، نوی نا، قرار است ازدواج کند. در حالی که او با ماشین به سمت زادگاهش رانندگی میکند، خاطرات دوران کودکیاش دوباره زنده میشوند.