وینس هالووی، جایزهبگیر بدشانسی که میخواهد از زندان دور بماند، با بیمیلی موافقت میکند تا دستورهای دو مامور فاسد اداره مالیات را اجرا کند. هالووی که مامور بازپسگیری ۲۰ میلیون دلار پولشویی حاصل از مواد مخدر شده است، به جنوب مرز و به کافه «ایگوانای آبی» میرود؛ کافهای پر از اراذل و اوباش، قاتلان، قاچاقچیان، زنان شرور و ماجراهای دیوانهوار.