ناتالی مالک یک مزرعه و فروشگاه لوازم خانگی موفق است که توجه یک مجله بزرگ را به خود جلب میکند. مجله خبرنگاری به نام جاش را میفرستد تا گزارشی از شرکت ناتالی تهیه کند، با این تصور که این یک کسبوکار خانوادگی است. او نمیداند که ناتالی این کسبوکار را به تنهایی و با کمک دوستان قدیمی خانوادگی اداره میکند. ناتالی که میداند این مقاله چقدر به مزرعه بحرانزدهاش کمک خواهد کرد، باید جاش را متقاعد کند که «خانواده» و سنتهای کریسمس آنها همگی واقعی هستند.