پل کالان، بوکسور ناشنوا، توجه سونیا بارتو، زن بلوند پولپرست و «پاپ» ریچاردسون، مدیر بازنشسته مسابقات بوکس را به خود جلب میکند. برای مدتی، سونیا بر پل تسلط دارد، اما در نهایت رقیبی به شکل آن هولیس، خبرنگار طبقه مرفه، ظاهر میشود. با شکلگیری یک نبرد سهجانبه برای نفوذ روی پل، او کنترل امور را به دست خود میگیرد، اما متوجه میشود که رسیدن به آنچه میخواسته لزوماً به معنای پایان خوش نیست.`