کورا دختری ۱۹ ساله است که به تازگی برای گذراندن یک سال وقفه تحصیلی به خانه بازگشته است. پدر او شهردار بوکو است؛ شهری که امرار معاش آن به گردشگری مسیحیانی وابسته است که به ظهور مریم مقدس در آنجا باور دارند. در حالی که کورا مشغول سازماندهی جشن مریم بوکو است (مراسمی سالانه که زائران بیشماری را به خود جذب میکند)، متوجه مردی مرموز میشود که حضورش به آرامی آرامش شهر و دوران بلوغ نوپای او را به هم میزند.