بن پس از بیدار شدن از کما متوجه میشود همسرش در یک تصادف رانندگی کشته شده است؛ گویی دنیا برای او به پایان رسیده است. چند هفته بعد، بن از بیمارستان مرخص میشود و برای شروع یک زندگی جدید، نقل مکان میکند و با همسایه جوان و زیبایش، شارلوت، دوست میشود. شاید زندگی او در حال سروسامان گرفتن باشد، اما اوضاع آنطور که به نظر میرسد نیست و بن که با توهمات همسر مردهاش دستبهگریبان است، شروع به از دست دادن ارتباط خود با واقعیت میکند.