وقتی رومیکو، دختری باهوش و شیرین از توکیو، وارد یک مدرسه ابتدایی روستایی میشود، آکیرا مانند تمام دانشآموزان پسر دیگر شیفته او میشود. محبوبیت این تازهوارد با رفتار نهچندان مهربانانه با هیدکوی ژولیده در تضاد است؛ دختری که به دلیل ورود یک نمایش عجیبالخلقههای کارناوال به شهر، لقب «دختر گرگی» را گرفته است. معلمان و والدین با افاده این کارناوال را ممنوع میدانند، اما آکیرا مصمم است بفهمد که آیا هیدکو واقعاً یک دختر گرگی است یا خیر.