ده سال پس از آنکه یک بیماری هولناک بخش عمدهای از نسل بشر را به کام مرگ کشاند، استانیسلاس مریک، قهرمان سابق بوکس، به تنهایی در نزدیکی یک دریاچه زندگی میکند. در این دنیای خالی از انسانیت، انگیزه او برای ادامه زندگی رو به افول است. وجود بیمعنای او با ملاقات با استر، نوجوانی که از یک کمپ پناهندگان فرار کرده است، برای همیشه تغییر میکند.