مایکل خود را یک جنایتکار نابغه میداند و برای یک کودتای بزرگ برنامهریزی میکند. او سه باند جدید تشکیل میدهد که هیچکدام از یکدیگر خبر ندارند و هر کدام تنها بخشی از نقشه او را میدانند. در پسزمینه، مایکل نخها را میکشد و بیرحمانه بازیگران صحنه خود را علیه یکدیگر بازی میدهد. این استراتژی همچنین مشکلات حلنشدنی برای پلیس ایجاد میکند تا اینکه مشکلی پیش میآید و این خانه پوشالی فرو میریزد.