وقتی هواپیماها یک شهر اسلوونیایی را بمباران میکنند، یک پسر اسلوونیایی و یک دختر آلمانی راهی سفری به سمت درهای میشوند که در آن جنگی نیست. در راه، یک خلبان سیاهپوست آمریکایی که از یک هواپیمای سرنگونشده با چتر نجات پریده، به آنها ملحق میشود. اگرچه هواپیماهای آمریکایی پدر و مادر پسر را کشتهاند، او خلبان را با اشتیاق میپذیرد. بچهها به زبان آلمانی با او ارتباط برقرار میکنند و دره صلح مانند آخرین پناهگاه بهشتی به نظر میرسد. پسر اسلوونیایی، دختر آلمانی و خلبان آمریکایی، مثلث نمادین صلح را در این ماجراجویی در بحبوحه جنگ آزادیبخش تشکیل میدهند.