سارق حرفهای آثار هنری، رابرت «کوما» کومینسکی، توسط دکتر ویادرنی فاسد به طور مشروط از زندان محلی آزاد میشود تا سرقت تابلوی معروف «بانویی با قاقم» اثر لئوناردو داوینچی را برای یک دلال به نام گروبی سازماندهی کند. سه سال پیش، کوما پس از یک سرقت موفقیتآمیز در خانه لمان مجموعهدار، به طور تصادفی توسط کارآگاه کنجکاو، ویلک، دستگیر شد اما شریک خود جولیان را لو نداد.