کریس نیلسن پس از مرگ، خود را در بهشتی میبیند که بسیار شگفتانگیزتر از آن چیزی است که در رویاهایش متصور میشد. اما یک چیز کم است: همسرش. پس از مرگ کریس، همسرش آنی از شدت اندوه خودکشی کرده و به دوزخ رفته است. کریس تصمیم میگیرد ابدیت خود را در هادس به خطر بیندازد تا شاید شانس ناچیزی برای بازگرداندن او به بهشت داشته باشد.