وقتی استیون که به تازگی مجرد شده به آپارتمان جدیدش نقلمکان میکند، نصاب کابل تلویزیون به نام چیپ برای راهاندازی سیستم او میآید و دیگر دست از سرش برنمیدارد. در ابتدا، چیپ فقط اشتیاق بیش از حدی برای دوست شدن با استیون نشان میدهد، اما وقتی استیون سعی میکند به این «رابطه دوستی» پایان دهد، چیپ روی تاریک خود را نشان میدهد. او شروع به تعقیب و آزار استیون میکند و استیون مجبور میشود به تنهایی با او مقابله کند، چرا که هیچکس باور نمیکند چیپ توانایی انجام چنین کارهایی را داشته باشد.