رکس و ساسکیا، زوج جوان عاشق، در حال گذراندن تعطیلات هستند که در یک پمپ بنزین شلوغ توقف میکنند. ساسکیا در روز روشن ربوده میشود و سه سال بدون هیچ پاسخ یا نشانهای از سرنوشت او میگذرد. رکس تقریباً تمام امید خود را از دست داده است که ناگهان شروع به دریافت نامههایی از رباینده او میکند.