ادوارد ویلسون، تنها شاهد خودکشی پدرش و عضو انجمن مخفی جمجمه و استخوان در دوران دانشجویی در ییل، مرد جوان و بااخلاقی است که برای شرف و رازداری ارزش زیادی قائل است؛ ویژگیهایی که به او کمک میکند تا برای کار در سازمان تازه تاسیس OSS استخدام شود. با این حال، فداکاری او در کار بدون هزینه نیست و او را مجبور میکند تا آرمانها و در نهایت خانوادهاش را قربانی کند.