وقتی ورنا، یک مادربزرگ سنتی، دچار سکته مغزی میشود، دخترش الن که سالها از او دور بوده، به خانهی سادهی آنها بازمیگردد و با چالش مراقبت از مادر بیمار و دختر نوجوانش روبرو میشود. با تیره و تار شدن خاطرات ورنا و فاش شدن رازهای خانوادگی قدیمی، الن با حقایق دردناکی از گذشتهاش مواجه میشود. در میان این آشفتگی خانوادگی، هیلی نیز با قلدریهای بیامان دیگران، بحران هویت و اضطراب دستوپنجه نرم میکند و شاهد فروپاشی دنیای آرام خود است.