اوزگه، دختری که در شهری بزرگ زندگی میکند، از روزمرگی و مشکلات زندگی خسته شده است. او با اصرار صمیمیترین دوستش، آرزو، تصمیم میگیرد برای استراحت راهی تعطیلاتی در شهر ساحلی آیوالیک شود. در همین زمان، برکای که قصد دارد زندگی آشفتهاش را سامان دهد، بهطور اتفاقی با اوزگه آشنا میشود. ماجرا زمانی رنگ و بوی تازهای میگیرد که هر دو با یک بلیت بختآزمایی خراشیدنی، برنده جایزهای نقدی میشوند و ...